در نگاه سنتی، فروش یعنی بلد بودن چند جملهی آماده برای متقاعد کردن مشتری. اما در دنیای حرفهای امروز، فروش قبل از اینکه یک «مهارت ارتباطی» باشد، یک «مهارت ذهنی» است. فروشندهای که ذهن آماده، باانگیزه و منعطفی نداشته باشد، حتی اگر بهترین تکنیکها را هم بداند، در عمل به نتیجهی مطلوب نمیرسد.
کوچینگ فروش دقیقاً از همین نقطه وارد میشود. کوچ به فروشنده کمک میکند ترسهای پنهانش از شکست، نه شنیدن، یا قضاوت شدن را شناسایی کند. بسیاری از مقاومتهای فروش در واقع ریشه در باورهای محدودکننده دارد؛ باورهایی مثل «مردم پول ندارند»، «الان زمان خرید نیست» یا «من فروشنده خوبی نیستم».
در فرآیند کوچینگ، فرد یاد میگیرد این باورها را بررسی و اصلاح کند. وقتی نگاه فروشنده به خودش، به محصول و به مشتری تغییر میکند، رفتار فروش هم بهصورت طبیعی تغییر مییابد. در این حالت، فروش دیگر فشار آوردن نیست، بلکه یک گفتوگوی حل مسئله است.
✅ فروش حرفهای از درون ذهن شروع میشود، نه از زبان.

